نظر علي الطالقاني

78

كاشف الأسرار ( فارسى )

بسط داده‌ايم فراجع . و امّا شبهات ديگر مثل آنكه چرا خدا همهء موجودات را انسان و ملك نكرده و چرا انسان را معصوم نيافريده و چرا بايد كافر مخلّد در عذاب باشد و چرا شيطان را آفريده و چرا كافر را در طفوليّت نميراند و هكذا ، جواب مطابق واقع و دندان‌شكن همهء اينها اين است كه خدا بالبديهه و به اجماع همه پيغمبران و ائمّه ( ع ) ، عادل و حكيم است و اين شبهات در مقابل بديهى است . چنانچه خدا خود جواب شبهات شيطان رجيم را به همين طور داد . با آنكه هر كه در فن حكمت مهارتى دارد مىداند كه همهء اينها جواب حلّى روشن و آشكار دارد و اين مقام جاى ذكر آنها نيست . و هو الموفق و المعين . وا عجباه علم مسائل عمليّه و تهذيب اخلاق و عمل به آنها كه واجب عينى و مأمور به در جميع شرايع است و تأكيد و مبالغهء در آنها در آيات و احاديث از حدّ و حصر بيرون است متروك و مهجور و مشمئز طبايع شده و اين گونه شكوك و شبهات كه تكليف به آنها نكرده‌اند بلكه نهى از تفكّر و تكلّم در آنها نمودند و امر به سكوت و اعراض كردند 28 نقل مجالس و زينت محافل عوام كالانعام شده ، و چون از ايشان سؤال از مسائل ضروريّه شود كسى را مانند كه لال و كور مادر زاد باشد و باز هر جا كه ذكر مسائل بينند فرار كنند و هر جا كه ذكر اين گونه شبهات شود جمع آيند . نستجير باللّه . إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ . 29 فصل سوّم در بيان عقلى بودن حسن و قبح أشياء . و چون بسيارى از مطالب اصول دين و مسائل فروع دين توقّف به اين قاعده دارد پس به يارى امام عصر عجّل اللّه فرجه در وى بايد پا فشاريم و قدرى همّت گماريم و در چند مطلب بيان نمائيم . اوّل در بيان معنى . بدان كه مراد ما اماميّه ، زادهم اللّه ، از عقلى بودن حسن و قبح اين است كه اشيائى فى حدّ ذاته حسنى و رجحانى و مزيّتى و نفعى دارند كه خدا آنها را حلال و مباح و واجب كرد و اشيائى فى حدّ ذاته قبحى و بدى و فسادى و ضررى دارند كه خدا آنها را حرام و مبغوض نمود كه آن حسن باعث بر امر و حلّيّت ، و اين قبح باعث بر نهى و حرمت شد كه اين حسن و قبح را ، امر و نهى و حكم شرع نيامده ، داشتند . و